الشيخ أبو الفتوح الرازي
49
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
صاحب بصيرت متاع بد بخرد ، چه گويند ايشان را چه خواهى كردن ( 1 ) ؟ گويند : اصلاح ( 2 ) اين به دست ما راست شود ، آنگه آن را به رياضت و اصلاح به حد صلاح برند . همچنين حق تعالى بنده بر عيب بخريد و او را بپسنديد و عيبها بر او بپوشيد و گناهش ( 3 ) بيامرزيد . اشارة اخرى : پادشاه چون ضيعتى ويران ( 4 ) بخرد چون به دست او افتد ، معماران برگمارد و آن را تيمار بدارد و به حال عمارت باز آرد تا هر كه ببيند باز نشناسد . همچنين حق تعالى بندهاى بر عيب ( 5 ) بخريد و او را به توفيق موفّق كرد و به تأييد مؤيد و به تسديد مسدّد كرد ، و بر جمله ( 6 ) مكرّم كرد تا آثار رحمت و حسن نظر او بر آن پيدا شد . اشارة اخرى : در خبر است كه جابر روايت كرد كه : در بعضى سفرها ( 7 ) با رسول - عليه السلام - بوديم » . مردى شترى داشت ضعيف بد مرد بازو ( 9 ) درمانده بود نمىرفت و تكليف مرد شده بود ( 10 ) و كس نمىخريد و كارى نمىكرد . بر رسول آمد و بازو ( 11 ) شكايت كرد ( 12 ) . رسول - عليه السلام - گفت : مرا فروش ( 13 ) [ 116 - پ ] گفت : يا رسول اللَّه چه خواهى كردن آن را ؟ آن به هيچ كار نيايد ، گفت : رواست . رسول - عليه السلام - آن را ( 14 ) بخريد . در خبر است كه چون از ملك آن مرد با ملك رسول افتاد ، قوّت گرفت و به نشاط شد و در لشكر از پيش همه اشتران بودى ( 15 ) . اگر حسن ( 16 ) ملكت رسول بر شترى پيدا شد ، حسن ملكت مالك الملوك ( 17 ) بر بندهء عاصى پيدا شد چه عجب ( 18 ) .
--> ( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب اين ، مل ، مج اين را . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : صلاح . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : گناهانش . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : بيران . ( 5 ) . مج : پر عيب . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : به رحمت . ( 7 ) . آو ، آج ، بم : سفر . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : بودم . ( 9 ) . آو ، آج ، لب : با او ، مل : به آن ، مج ، تا او . ( 10 ) . مج : نشده بود . ( 11 ) . مل ، مج : با او . ( 12 ) . مج : استكانت كرد . ( 13 ) . مل : به من فروش اين را . ( 14 ) . همهء نسخه بدلها : او را . ( 15 ) . آو ، آج ، بم ، لب : رفت . ( 16 ) . مج : حقّ . ( 17 ) . مج ، لب اگر . ( 18 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج بود .